اگر در شرایط زندگی مردم افغانستان نظر افگنده شود می توان پی برد که آیا واقعا بدون تخدیر می توان براحتی زندگی کرد از مسمومیت جو حاکم سیاسی گرفته تا امنیت و دربدری شهروندان ... انتحار که این را می توان از رزلترین اعمال انسان دانیست خوشبختی مطلق می تواند وجود داشته باشد که اطمنان دارم که جواب ما ظاهرا منفی خواهد بود ولی اصل قضیه عکس آن خواهد بود چرا که خوشبختی زاده جهالت است و خوشبختی واقعی در همین آواره ها و خرابه های است که نمی دانم وقتی ما قدم می زنیم بر روی استخوانی.... و یا هم بر روی قبر های دست جمعی قدم می گذاریم ...همین جاست ... ولی من تموانم باور کنم من دنبال آن مخدری هستم تا بتوانم خودم را تخدیر کنم (که در واقع نوعی خر ساختن است ) به سگرت رو می آورم ولی نمی تواند... نسوار وو نه نه!! هرگز!! تریاک که غیرت شی ندارم چون مه غیرت افغانی ندارم چرا که غیرت افغانی زاده توحش افغانی است از غیرت امیرعبدالرحمن خان گرفته ..... تا غیرت احمدشاه مسعود...سیاف ...محقق ... همه شان...
به چه چیز باید رو بیارم به خواب .... نمی توانم دستانم را نمی توانم به خواب و این گونه تخدیر عادت دهم ولی من فقط می توانم به یک چیز روبیارم و آن هم فقط یک دنبورررررررررررررررررره پدری است.
